Hvorfor verdens størreste Duddah i Bamiyan blev ødelagt?



دکتر ثنا نیکپی

سالگرد تخريب مجسمه های بودا

چهار سال قبل  یازدهم ما رچ٢٠٠١میلادی شهکار بزرک تاریخ و تمدن در جهان توسط سیه ترین گروه ظلمتگرا ی مذهبی طالبان به خاک یکسان شد. این حادثه دلخراش و تکان دهنده ، از طرف رسانه های جمعی غرب به فراموشی سپرده شده و تقصیر این جنایت بزرگ قرن  تنها به دوش اجرأ کننده های ظاهری آن طالبان انداخته می شود. از سازمان دهندگان و پلان کننده های آن بحثی یا صحبتی در رسانه های جمعی به نشر نمی رسد.

زمانیکه افغان ها بعد از«رهایی» از ظلمت طالبی حضور نیرو های خارجی در حریم مقدس کشورشان را لبیک می گفتند ، حکومت موقت احیای مجسمه های بودا را به یکی از وعده های نخستین خود تبدیل کرده بود. بعد از جابجا شدن قوای خارجی و ایجاد حکومت انتقالی توسط لویه

جرگه ، حکومت به وعده اش وفا نکرد و سید مخدوم رهین وزیر تغییر ناپذیر و پرخاشگر اطلاعات و فرهنگ که عبدالحمید مبارز ، رهنورد زریاب و دیگر روشنفکران اهل فرهنگ و مسلک قربانی پرخاش های وی گردیدند، اعلان نمود که احیای مجسمه های بودا از پلان حکومت حذف شده است. همین وزیر در اجلاس روم دو پای را در یک موزه کرده بود که لویه جرگه نباید در ولایات شمال افغانستان دایر گردد.  پس بررسی در باره عاملین اصلی و روشن ساختن علل و عوامل این حادثه کار آسان نیست و همانطوریکه احیای آن ناممکن به نظر می رسد.

این معمای بزرگ در دو سوال بسیط چنین گنجانیده می شود:

 چرا تخریب شد که دوباره ترمیم شود؟ چرا ترمیم شود  که تخریب آن هدف بود. سوال اول با میل و رغبت عاملین محلی و منطقوی، منجمله پاکستان سازگاری دارد . آی اس آی پاکستان محرکین فعال این جنایت بود که طالبان را به اجرای این عمل کشانیدند. شاید موقعیت جغرافیایی مجسمه ها نیز در روند تخریب و عدم احیای آن تأثیر داشته باشد.

سوال دوم  همکاران جهانی آی اس آی را در بر میگیرد که هدف آنها در تخریب مجسمه ها برآورده گردید و به احیای آن نیازی را نمی بینند. یعنی تخریب مجسمه ها نفرت و انزجار مردم افغانستان و جهان را علیه طالبان برانگیخت و نابودی آنها توسط قوای خارجی در افکار عامه جهان به یک اقدام معقول و «نجاتبخش»  مبدل گردید.

حالا بعد از تحکیم حکومت انتخابی در افغانستان، امریکا در صدد ایجاد پایگاه نظامی دایمی در افغانستان گردیده است که این نیت مدتها قبل از تخریب مجسمه های بودا و فروپاشی نظام های سیاسی و اقتصادی قبلی در افغانستان پلان شده بود.

از آنجاییکه دیده می شود ، آمادگی احیای دورمدت مجسمه های بودا از جانب حکومت افغانستان مقدور و ممکن نیست ، بر نهاد های اجتماعی ، فرهنگی و احزاب سیاسی است که این مسوولیت مهم ملی را عهده دار شوند . نهاد های فرهنگی می توانند با ایجاد صندوق های پولی کمک های جامعه جهانی را جلب نمایند و احزاب سیاسی باید آنرا در سرخط پروگرام وعده های انتخاباتی شان در انتخابات پارلمان و دوره های بعدی ریاست جمهوری قرار دهند.

بهانه های حکومت بنابر اولویت های دیگر موجه نیست ، زیرا احیای مجسمه های بودا می تواند کار درازمدت باشد که هزینه های خارجی در اعمار آن باید جمع آوری میگردید. آمادگی های کمک های گزاف چین ، جاپان و کشور های دیگر آسیایی بنابر رقابت های اقتصادی و سیاسی امریکا با این کشور ها  عقیم زده شد و هیچکسی این مسوولیت را به بدوش نگرفت که این کمک ها را جلب نماید.  در نتیجه نه تنها بزرگترین شهکار تاریخی و تمدنی در افغانستان احیا نمی گردد ، بلکه منبع مهم اقتصادی را در بخش توریزم و سیاحت نیز از دست میدهیم، تا اقتصاد افغانستان در گرو سرمایه گزاریهای خارجی محصور و محدود گردد و از رشد اقتصاد ملی جلوگیری شود